فوران نوشت!
آهنگ نوشت: همين که مي نويسم و به واژه ميکشم تورو؛ دوباره بار غم مي شينه روي شونه هاي من/ همين که ميشکفي مث يه گل ميون دفترم؛ دوباره گرمي لبات دوباره گونه هاي من/ همين که ميري از دلم، قرار آخرم مي شي؛ دوباره زخم مي خورم دوباره باورم ميشي/ هميشه کم ميارمت، هميشه کم ميارمت، نمي شه که نبارمت...
حس نوشت: سکوت. فلسفه. فکر. و ديگر هيچ! من هم روزي مي رسم... و براي هيچ کس دستي تکان نخواهم داد... و حتي لبخندي...
رنگ نوشت: آبي سربي. با رگه هاي سرد...
انتظارنوشت: تنها 18روز تا ديدنت. خيلي دلم ميخواد بدونم سرنوشتم اگه هميشه بودي چه فرقي مي کرد...!
+ نوشته شده در جمعه ۶ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 15:15 توسط Hachi
|