گل اومد گلاب اومد!!

امتحان تخصص هم که باطل شد که!! بنده های خدا چقد خوشحال بودن پریروز که تموم شده کابوسشون...

دلیلشون لو رفتن سوالا بوده. ولی این که چیز تازه ای نیس که! همه هم میدونن! معلوم نیس حق حساب کیو ندادن این وسط...

congratulations!

Good news for medical students: "Olum paye" is postponded upto Farvardin. To Confirm  visit the site below: "www.stop dreaming&start studing.com"!

 

اون که خوندین اول بود...

دوم اینکه ...

حقيقت امر اينست که دختر دايي گرام در همين وانفساي علوم پايه ي ما، ويروس محترم آبله مرغان وجودشان را مورد عنايت قرار داده است!!

 و چون بنده در معيت خانواده ي محترم دايي جان مي زيم!! براي پيشگيري از پذيرايي از اين بيماري خجسته مجبور به ترک منزل گشته ام. (و البته که عدم ابتلاي قبلي اينجانب به ويروس مذکور، مزيد بر علت گشت...)

آقا خلاصه که... آواره هاي کوزوو رو ديدي؟؟ من الهامشونم الان! اومدم تلپ شدم خونه ي آقا جون اينا.

و از آنجا که به مناسبت تقارن امتحان جامع علوم پايه اصولا بايد تمام مشکلات از راه برسند، بعلت "مشکلات بوجود آمده" دقيقا 10 روزي مي شود که روي ماه کتاب علوم پايه رو نديدم به ميمنت و مبارکي! حالا اينکه من چطور ميخوام اينهمه رو تو اين مدت باقيمونده بزنم به کمرم و پاشم برم آزمون بدم بماند ديگه...

خب... به قول سيب خنده: "مصدوم ما آماده است..!!"

نتيجتا يه 2 هفته ي ديگه کم و بيش آسوده ايد از دستم.. بريد حالشو ببريد... به جان آدميت!

هيچكس مثل تو نيست...

1)هيچكس مثل تو نيست. هيچكس به قدر تو مهربان نيست. هيچكس نيست كه بشود با او دردي بگوييم و او ماجرا را بر سر دست به دوست و دشمن خيرات نكند، هيچكس مثل تو نيست. همه ي ما براي دوستي و  محبت و معرفت و مردانگي مان خط كشي كرده ايم. همه ي ما يك جايي از مسير رندي را با ديواري بسته ايم و پشت آن ديوار، آخر معرفت است.

ما ميگوييم براي دوست و محل و بچه محل و همكلاسي ميميريم. اما اين، وقتيست كه اوهم، شرط مردي بجا آورد و مردانگي پيشه كند. ما جماعت هر وقت از كسي نامردي ببينيم، هردو دستمان را از هرچه معرفت و رفاقت است پاك ميكنيم و ديگر هرچه شود پاي حرفمان بر نميگرديم. شوخي كه نيست؛ مردانگي كرده ايم و نامردي ديده ايم. مي داني؟ نامردي خيلي بد چيزي است، هيچكس نامردها را دوست ندارد. اما تو، اينطور نيستي.

تو وقتي كسي از رفاقت و مردي كم مي آورد تازه دستت را دراز ميكني و چقدر خوشحال ميشوي، وقتي شرمنده اي بسوي دست ياريت خيز ميشود... راستي كه هيچكس مثل تو نيست.

"سقوط"

ميدوني کجام الان؟

طبقه ي چهارم ساختمان دانشکده ي پزشکي.

و اگه چيز مزخرف و مطلا و... هر کوفت ديگه اي به اسم "دين" نبود، بجاي اينجا طبقه ي دهم ساختمان هما بودم وآماده ي پرواز مي شدم با برگه اي توي جيبم که مثلا وداع مکتوبم بود با زندگي، با دنيا، با...

.

همگی دعا میکنیم برای شفای دوست وبلاگیمون هومن... یا من اسمه دواء و ذکره شفاء...

پ ن:  شفا همیشه سلامتی جسمی نیست.. شفا آرامش روحه در اصل... روح هومن آرام شد.مجلس ختم تو بلاگش به میزبانی دوستاش برپاس... انا لله...

یاحق.